
کسی بی عاطفه مثل تو را هر گز نمی بخشم
و می دانی گناهت را چرا هرگز نمی بخشم
به عمرم لحظه ای با خود چنین خلوت نمی کردم
تو را آغاز درد انزوا هرگز نمی بخشم
نگاه ساده ات دست از خیالم بر نمی دارد
من آن را بانی این ماجرا هرگز نمی بخشم
غریبی را گمان کردم که با تو می برم از یاد
تو را آری به ظاهر آشنا هرگز نمی بخشم
گناه چشم هایت را از آن روزی که با احساس
مرا می خواند بیتابانه تا...هرگز نمی بخشم
تمام برگ های دفترم پر می شود امشب
از این شعری که می گوید تو را هرگز نمی بخشم...
نظرات شما عزیزان:
|